خرید بک لینک
سلام

به همه

روزها به آرومي ميگذره

اوضاع نسبتا آرومه

از اون حالت شوك و طوفان اومديم بيرون

ولي مادر جونو پدر جون همچنان درگير زهراجون هستن

بچه خسته شده

بعضي موقعها كه فكرشو ميكنم دلم براش تنگ ميشه

براي شيطنتها براي تيز و بز بودنها براي ورجورجه كردنهاش واسه اون همه ناز و اداهاش

اين چند وقته اداره مزخرف شده امابازم خداروشكر از لحاظ مالي بهترشده

دنبال همه كارهاي بيمه و مرخصي و استعلاجيهام رفتم

مادر هم از مكه اومد و بهش گفتن

بلاخره همه فهميدن و خيالمون راحت شد

هفته اي يه بار ميرم زادگاهم

بهم

ارامش ميده پيش مامان و بابا بودن

خوب خوابم ميبره كنار مامان جونم

دنبال يه سري دكتر و دوا هم رفتم كه بايد فعلا پيگير هم باشم

آفرود هم رفتيم كردان همه بچه هاي گروه اظهار همدردي ميكردن به نوبه خودشون

براي اولين بار خودم درايور شدم و كنار تپه هاي چشمه شیب زدم خيلي با صفا بود

خاطره اش بيشتر برام جالب شد

چون مونا فاز گرفته بود با من اومد مثلا راهنماي من شده بود

با وانت نيسان آقا كاظم هم شیب زدم

جات خالي بود ماماني ي ي كلي يادت كردم

با اكرم خانم خيلي حال ميكنم خانوادگي با شخصيت هستن

چند تا اصول بهم ياد داد كيف كردم

اميدوارم مثل اون چيزي كه بهم ياد دادي و من تا حالا رعايتش كردم خوب پيش برم

براي موفقيتم دعا كن

بابايي اين روزها حالش بهتره خداروشكر

خداجون بهترينها رو قسمتم كن و بهترينم قرار بده

بوس به خدا بوس به دني بوس به ني ني

برچسب: نویسنده: زهرا حبیبی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 11:21

صفحه بندی